تبليغاتX
من نه منم

من نه منم

نه من منم

گفتگو با خویش و دیگری

برای فردا: نخبگان سیاسی شما تصور کرده اند که با قهر و کناره گیری و تحریم مشکلات این دیار را رهنمون خواهند شد... در حالیکه هفتاد درصد ملت شما بی انکه نظر من و شما را جویا شوند به راهی دیگر رفتند و شما بی در نظر گرفتن واقعیت های این اجتماع صرفا در عرصه نظر و تئوری به دنبال راه حل میگردید...بگردید و هی شعار دهید ببینیم چون میشود!!!!!
آنقدر زمان هدر دادیم و این سه ماه را به خود مشغول شدیم و به توجیه هم!!که نتوانستیم با جامعه ارتباط برقرار کنیم و جامعه به راهی دیگر رفت!!!

من نه منم: قبول که ایده تحریم انتخابات را مردم وقعی ننهادند و نشان دادند که مطالبات روشنفکرانه دغدغه اولیه آنها نیست و یا نتوانستند بین خواست های دموکراسی خواهانه و زندگی و نیازهای روزمره شان ارتباط منطقی برقرار کنند اما بهتر نیست نیم نگاهی به آرای معین بیاندازید ... آنوقت تصدیق خواهید کرد که این بی التفاتی دامن گیر اصلاح طلبان پیشرو هم شده است و اگر تحریمیان بدون حمایت رسانه ای و بدون امکانات تشکیلاتی و ابزارهای تبلیغاتی در جلب حمایت مردمی ناموفق بودند اصلاح طلبان پیشرو که همه اینها را داشتند ...
اما امروز این مسئله ما نیست... که بنشینیم و یکدیگر را طعنه زنیم که : دیدید مردم تحویلتان نگرفتند... که حداقل ما در اهداف و اصول در یک جهتیم و ظاهرا فرقمان در روش هاست... مسئله امروز مواجهه با کسانی است که نه در روش بلکه در اصل و هدف و نه در لفافه و پنهانی که آشکارا و با صدای بلند با ما مخالفند و خوب می دانید که اینان مخالفت را چگونه پاسخ می دهند...
امروز مسئله ای مشترک داریم چون حقوق بشر و دموکراسی در خطر است چون آزادی در خطر است و به جای طعنه بر هم وقت آن است که با هم باشیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

نتایج اولیه انتخابات و خطر افراطی گری

در غیاب نخبگان سیاسی جامعه که می توان دانشجویان فرهنگیان روشنفکران و ... را از آن جمله به حساب آورد افراطیون اسلامی به آرای بالایی دست یافتند در اصفهان از مجموع یک میلیون و پانصد و هفتاد و هفت هزار رای ۷۱۴ هزار رای به احمدی نژاد داده شده؟!

در نبود فعالیت سیاسی نخبگان بر سر صندوق های رای، وعده هایی چون کمک هزینه 50 هزار تومانی و طرفداری از ساده زیستی و اخلاق اسلامی به راحتی قادر است اذهان توده های ساده اندیش را گرفتار کند و تحلیل گران را متعجب سازد. شاید این راز آرای بالای کروبی و احمدی نژاد باشد...

شاید برای اولین بار باشد در تاریخ ایران که آرا کاملا طبقاتی و بر اساس جایگاه طبقات اجتماعی به صندوق ها ریخته شد ... شاید این آغاز ی باشد بر پایان فعالیت توده ای در عرصه سیاست و انتخابات...

+ نوشته شده در  شنبه 28 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

آرشیو مقالات جالب انتخابات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

و اکنون فصلی دیگر باید گشود.

با تشکر از دوست فاضلمان در وبلاگ نثر ما؛ ادامه بحث دنباله دارمان را به صحن علنی می کشانم

هیچ منصفی نمی تواند تفاوت فضای فرهنگی سیاسی امروز را با قبل از دوم خرداد نادیده بگیرد. اما نکته ای این میان هست و غفلت از آن به اشتباهات استراتژیک می انجامد؛

حضور افکار نو و تحول خواه در بدنه قدرت فضای بازی را ایجاد کرد. اما این مرحله ای مهم و قابل توجه بود که به باور من زمانه اش سر آمده ... امروز باید به قدم های بعدی اندیشید... تکرار روند گذشته فرصت های نو را نادیده می گیرد. توجه به فرصت ها و امکانات بدنه جامعه (( و نه صرفا لایه های قدرت سیاسی)) می تواند در حرکت دموکراسی خواهی مردم ایران بسیار مهم باشد... تلاش جهت حضور در لایه های قدرت چیزی بیش از نتایج چند سال اخیر به بار نمی آورد. اکنون زمان آن رسیده که با چشم پوشی زیرکانه از امکانات کرسی قدرت ((که روز به روز با فشار اقتدارطلبان محدود تر می شود)) به میان مردم برویم و نهاد های مدنی را تقویت کنیم ...باور تحریمیانی چون من این است که اصرار جهت حضور در نوک هرم قدرت فرصت تاریخی نهادسازی در بطن جامعه را از بین خواهد برد...

خودتان انصاف بدهید؛

 جبهه مشارکت به عنوان محبوب ترین تشکل سیاسی سال های قبل چقدر توانست در جهت شکل دادن به ساختار های جامعه مدنی مفید واقع شود؟

 چه ساختار تشکیلاتی محکم و استوار و البته ماندگاری ایجاد کرد؟

به جز روز های انتخابات در همین دفتر اصفهان چند نفر حاضر می شدند؟

چه برنامه هایی عرضه می شد؟

کدام کمیته های حزبی در زمینه های جذاب و پرطرفداری مثل زنان و جوانان فعال بودند؟

چقدر در شهر ها و شهرستان ها عضو گیری کردند؟

چند تا کمیته حقوق بشری که این روز ها اینقدر طرفدار پیدا کرده در حزب کار می کردند؟

چند کمیته مطالعاتی در حوزه ایدئولوژی حزب به تحقیق و پژوهش مشغول بودند ؟

هر چند وقت یکبار گنگره حزبی داشته اند؟

چقدر کار تبلیغاتی جهت معرفی دیدگاه حزب میان جوانان و دانشگاهیان انجام داده شده است؟...

خودمان را که نمی خواهیم گول بزنیم ...آیا جامعه مدنی و احزاب فقط در شب انتخابات معنی دارند؟

 آیا مشارکت مردمی فقط به معنی رای دادن در انتخابات است؟

 آیا چنین روشی به استفاده ابزاری از مفهوم مشارکت نزدیک نمی شود؟

 احزاب که دستگاه رای جمع کن نیستند ؛ خودتان بهتر از من می دانید که کارکردشان  جهت دهی مطالبات و خواست های بدنه اجتماع به شکلی ساختارمند به درون ساخت قدرت است. آیا واقعا جبهه مشارکت در این سال ها چنین کار کردی داشته؟ روزی که میلیون ها نفر در انتخابات مجلس ششم به لیست کاندیداهای مشارکت رای دادند و حزب در اوج محبوبیت بود از این پتانسیل استفاده نکرد و کارکرد واقعی حزبی از خود نشان نداد، پس چه امیدی که  امروز در پس این همه بی اعتمادی در قامت یک حزب واقعی ظاهر شود و آنچه انتظار داریم و حتی آنچه ادعا می کند را عملی سازد؟

حرف ما فقط این است:  کاری بس حیاتی تر و بسی تاثیر گذارتر از فتح صندلی قدرت هنوز بر زمین است ... بیایید از امروز با جمع کردن نیرو هایمان جامعه مدنی را نه در شعار که در عمل پیاده کنیم (یا دقیق تر گفته باشم سعی کنیم که عملی کنیم)... در آخر تنها به تجربه سازمان های غیر دولتی ارجاع می دهم که علارغم نوپایی و سستی بسی بیشتر از احزاب بزرگ و قوی در ساخت جامعه مدنی قدم برداشتند. خیل عزیم جوانانی که در NGO ها سازمان دهی شدند بسیار بیش از حزب های شب انتخابات در میان مردم ریشه دوانند و پیشرفت به سوی دموکراسی را به فرآیندی برگشت ناپذیر تبدیل کردند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

محمدرضا خاتمی در اصفهان

روز هاي انتخابات حال و هواي خاص خودش را دارد . اجتماعات و جلسات حزبي شور و حال خاصي دارد. دوستان قديمي و همفكران سياسي را دور هم جمع مي كند. جلسه ديروز حزب مشاركت با سخنراني محمد رضا خاتمي هم از اينگونه بود. انصافا كه جمعيت زيادي جمع شده بودند . حال چقدرشان محض كنجكاوي و يا براي ملاقات دوست و آشنا آمده بودند به كنار. اما همين حضور و گردهمايي حتي بدون در نظر گرفتن برنامه اجرا شده مي توانست فرصت خوبي براي القاي جو مشاركت انتخاباتي باشد.

جلسه در نهايت اتلاف وقت و خسته كننده بود. تعدادي برنامه سخنراني بي مزه كه حوصله حضار را سر مي برد و چند تايي خطابه كه قرار بود آتشين باشد ولي خنده دار از آب درآمد. تنها و تنها نام زندانيان سياسي چون اكبر گنجي و زندانيان ملي مذهبي توانست شوري در جمعيت ايجاد كند وگرنه شعار دادن هاي بي رمق در نيمه رها مي شد و گروهي از جواناني كه قرار بود سرود يار دبستاني را بخوانند آنقدر بي حال بودند و آنقدر حضار حوصله آن ها را نداشتند كه يار دبستاني به اين كوتاهي در نيمه رها شد.

 سخنراني پر از غلط هاي دستوري با جملات نصفه و نيمه خانم مصوري منش نماينده سابق اصفهان كه سرو ته نداشت و گاهي فكر مي كردم گويي ايشان براي دختران دبيرستان كناري سخن مي گويد. سخنراني آقاي نيك نداف را نمي دانم چطور بود چون در تمام مدت آن مشغول بحث با دختر جواني بودم كه طرفدار نهضت آزادي بود و بنا به گفته ابراهيم يزدي شركت در انتخابات را واجب و تنها راه مي دانست. ميان برنامه ها را خانم خوش صدايي اجرا مي كرد كه در نهايت بي سليقگي و وقت ناشناسي سابقه علمي و سياسي دكتر معين را ذكر مي كرد انگار نه انگار كه با صرف هزينه اي نه چندان كم ريز همه اين مطالب در برگه هايي تايپ شده در بدو ورود در اختيار حضار قرار گرفته شايد فكر كرده اند حاضرين از نعمت سواد بي بهره اند و شايد احتمال قريب به يقين داده بودند كه كسي آن نوشته ها را نمي خواند.

اما سخنراني اصلي كه بعد از يك ساعت از زمان اعلام شده شروع شد نيز برخلاف انتظار بي حس و حال بود . حداقل من محمدرضا خاتمي را به صراحت لهجه و عكس العمل هاي بي رو دربايستي مي شناختم اما ديروز به جز شعار هاي خسته كننده انتخاباتي هنگامي كه مي خواست به راه كار هاي عملي دولت آينده بپردازد چيز منطقي و قابل توجهي ارائه نكرد. طرح برنامه يارانه هاي هدفمند  جهت حل مشكلات اقتصادي از جانب حزبي كه هشت سال دولت و چهار سال مجلس را در دست داشته اندكي دست كم گرفتن و نفهم فرض كردن مردم بود. راه كار جالب ديگري كه دكتر خاتمي ارائه كرد جهت مقابله با فشار هاي جناح اقتدارطلب بر نيرو هاي مسقل و آزادي خواه اين بود كه دولت آينده كاري نمي تواند در اين موارد بكند اما همدردي خواهد كرد!!!!

از او پرسيدند چه تضميني هست كه دولت معين نسبت به دولت خاتمي (با آن همه محبوبيت و پشتوانه 20 ميليوني آراي ملت) موفق تر و كاراتر عمل كند .پاسخ داد: امروز جامعه مدني در قالب احزاب گروه ها اصناف و NGO ها مي توانند حامي معين باشند.  اين جواب از جانب دبير كل حزبي كه برگه هاي عضويت أن تنها در شب انتخابات دست مردم مي رسد به خوبي نشانگر جايگاه جامعه مدني نزد ايشان است. از NGO ها كه نگويم بهتر است كه بسياري از أن ها تنها با بودجه هاي دولتي و حمايت هاي سازمان ملي جوانان زنده هستند وگرنه به محض قطع اين كمك ها بسياري  از أن ها از صحنه روزگار محو مي شوند . اين است جامعه مدني كه فردا روز بايد از معين حمايت كند تا برنامه هايش را عملي سازد (به اين نكته نپرداختم كه حوادث اين چند ساله چگونه منظور مشاركتي ها را از حمايت مردمي نشان مي دهد .باشد براي بعد...)

 

اين همه را گفتم ولي قرار نبود كه اين متن گزارشي از گردهمايي مشاركت باشد مي خواستم از تجربه جلسه ديروز نكته اي را براي طرفداران تحريم انتخابات مطرح كنم كه بماند براي بعد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

اصلاحات نه فقط در ساختار قدرت

این یادداشت را وقتی نوشتم که هنوز معین رد صلاحیت نشده بود.اما این وضع در کلیت خود تاثیری بر آنچه می خواهم بیان کنم ندارد. تنها و تنها می خواهم از برخی دوستان بپرسم که چگونه امید داشتند معین بتواند در نظامی کار کند (و کارآمد هم باشد) که آنقدر صلب و بسته است که سیاستمداری پاک (شرق یکشنبه؛ مقاله قوچانی را ببینید) چون معین را حتی اجازه کاندیداتوری نمی دهد، و این البته برای من یک معنی بیشتر ندارد: نظام هر روز عدم توانایی خود را در اصلاحات و تغییر بیشتر نشان می دهد... تحولات چند روز آینده نشان خواهد داد که آنهایی که ادعا می کردند می خواهند از حق مردم در ۴ سال آینده در مقابل افراطی گری دفاع کنند، توانایی دفاع از حق خود را هم ندارند...حق خود برای شرکت در انتخابات نظامی که در طول ربع قرن وفاداری خود را خالصانه به آن نشان داده اند؛ چه برسد به احقاق حقوق ملت بی پناه و چه رسد به نیرو های خارج حاکمیت، روشنفکران، فعالان مستقل و ... اما درباره راه حل، که دوستی در کامنت خود مطرح کرده بود. ایده راه حل های کلی و جامع و سریع چیزی نیست جز توهم اندیشه های ایدئولوژیک. امروز اما رویکرد ها دراز مدت تعریف می شوند و کسی را سودای ره صد ساله یک شبه پیمودن در سر نیست (حداقل برای آن هایی که تجربه حکومت های توتالیتر و ایدئولوژیک قرن بیستم را ژرف نگریسته باشند) آنچه در پی می آید (که گفتم قبلا نوشته بودم) نه یک راه حل بلکه یک رویکرد فردی است و قصد تجویز آن را هم ندارم، اما گمانم این است که درست است:

در مدل ترسیمی اصلاح طلبان حکومتی، معنای اصلاحات صرفا در چارچوب تنگ حاکمیت سیاسی تعریف می شود. آن ها دیگران را متهم می کنند که با عدم شرکت در انتخابات به بی عملی و انفعال می رسند، در حالی که اگر قرار باشد با ادبیات خودشان صحبت کنیم (ادبیاتی که در آن خود را عاقلان قوم و دیگران را خام اندیشانی بی تدبیر معرفی می کنند، دیدیم سر قضیه رفراندوم چه عکس العملی نشان دادند ) می توانیم بگوییم ایده تغییر و اصلاح حاکمیت سیاسی ایده ای است که چشم انداز آن تا نوک بینی بیشتر جلو نمی رود و اگر آن ها به ملت امید بهبود اوضاع همین سال ها و ماه های آینده را می دهند معتقدان به تغییر فرهنگ سیاسی به ده ها سال بعدتر فکر می کنند زمانی که ایده حقوق بشر و دموکراسی به اندازه کافی در میان مردم عمیق و درونی شده باشد که تغییر آدم ها و آیین نامه ها تاثیری در روند امور نداشته باشد و به گواهی تاریخ وقتی نگرش های مردمی تغییر کنند هیچ نیرویی را یارای مقاومت در برابر آن نیست (تجربه اروپای شرقی را به یاد آوریم که چگونه در مدت بسیار کوتاهی تحولات چنان عظیمی در ساختار سیاسی روی داد که به جز مورد یوگسلاوی در بقیه موارد اتفاقا تغییرات به دور از خشونت اتفاق افتاد یا همین اوکراین و انقلاب نارنجی اش).بیش از صد از سال است که ندای آزادی در این مملکت شنیده شده ولی هنوز تعصب و جزم اندیشی به مثال هزار سال قبل نیرومند است. با وجود تلاش های حکومت ها جهت نوگرایی هنوز اصول فلسفی نگرش های نو در جامعه ایرانی مورد توجه عام نیست و هنوز چارچوب اندیشه توده ها وارد فاز خردگرایی مدرن نشده است. هنوز بسیاری از پایه های دموکراسی و حقوق بشر در جامعه ناشناخته اند (چه رسد به اینکه مورد قبول عام باشند) در چنین فضایی است که دستاورد های عرصه حکومت پایدار نیستند و ثمر نمی دهند وگرنه ایجاد فضای باز فرهنگی با صدور آیین نامه های دولتی فردا روز  با آیین نامه دیگری بی اثر می شود و به مقصود نمی رسد و نهاد های جامعه مدنی که بخواهند زیر بال و پر دولت پا بگیرند موجودات بیماری هستند که با کمترین فشاری نابود می شوند. اگر قرار است نهاد های مدنی منشا اثر باشند باید بتوانند مستقل از دولت رشد کنند و در رشد فرهنگ سیاسی نقش ایفا کنند............................البته واضح است که وقتی سایه دولت اصلاحات کوتاه شد و سخت گیری های جناح راست از موضع دولت اقتدارطلب آغاز شد بسیاری از این نهاد های نوپا و ضعیف و وابسته به دولت قبلی از بین خواهند رفت. گرچه ممکن است بهای سنگینی باشد ولی روند رشد جامعه مدنی در هیچ کجای دنیای به آسانی صورت نگرفته و در هیچ کجای دنیا مردم با سر صندوق های انتخابات رفتن و رای دادن آزادی و حقوق اجتماعی خود را به دست نیاورده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  | 

بد از بدتر، بهتر نیست!

پس از چند هفته ای که حسابی گرفتار برگزاری سمینار «گفتمان فراگیر مدرنیته» بودیم فرصتی یافته ام برای چند خط مطلب نوشتن. البته امیدوارم که سمینار مورد توجه دوستان و علاقمندان فرهنگ و فلسفه قرار گرفته باشد.

دیروز با دوستی بحث می کردیم درباره انتخابات و لزوم شرکت در آن و البته رای دادن به اصلاحات« شما بخوانید مصطفی معین». دوست فاضلمان استدلال می کرد که باید به اصلاحات رای داد تا جلوی تندروی های ایدئولوژیکی جمعی نورسیده گرفته شود. آنهایی که به دور از هرگونه عقلانیت سیاسی عمل میکنند و قادرند به آسانی کشور را در دام جنگی خانمان سوز با آمریکا و دیگر قدرت های جهانی بیندازند.

در اینکه این حضرات چقدر بی منطق اند و فقط با تکیه بر شعار در عرصه سیاست ترکتازی می کنند که شکی نیست اما این لولو خور خوره ای که اصلاح طلبان از جناح راست افراطی می سازند تا مردم از ترس آن به دامان پر مهر ایشان پناه آورند جای لحظه ای درنگ و تامل دارد.  

که اولا وقتی مردم نسبت به جریانی بی اعتماد شدند اینکه دیگری خیلی بد است و ما کمتر بد راه به جایی نمی برد. آنچه از عملکرد سران اصلاحات در این چند ساله نمایان است اعتقاد واقعی به مطالبات به حق مردم نبوده بلکه  صرفا جریان پرطرفدار اصلاحات بعضی را جو گیر این شرایط خاص کرده تا از طریق آن صندلی قدرتی که چندی بود از دست رفته بود را بازیابند اینها نه اصلاح طلب که فرصت طلب بودند و مطابق انتظار در دعواهای سیاسی هر جا که منافع ضروری ملت مطرح بود بنا به مصلحت؟ پافشاری نشد و هر جا که اصرار و رویارویی جدی صورت گرفت به روشنی منافع گروهی در آن پیدا بود.(مثال واضحش: اصلاحیه قانون مطبوعات مقایسه کنید با مصونیت پارلمانی و بازداشت لقمانیان و بعد رد صلاحیت های مجلس هفتم)

دوما در این جناح هفت رنگ محافظه کار، پیران دنیا دیده ای یافت می شوند که برای بقای خودشان و نظام هم که شده جلوی این جوان های بی ترمز بیاستند (نمونه اش اصرار شورای هماهنگی جناح راست بر مخالفت با احمدی نژاد) بنابراین اینکه اگر به ما رای ندهید جناح راست افراطی باعث حمله آمریکا می شود و همه چیز را بر باد می دهد؛ ترسی ایجاد نمی کند.

اما بگذریم از نقد اصلاحات که دیگران بهتر از ما گفته اند و شنیده اید و آقایان هم دیوار حاشا و توجیحشان بلند بلند... (باور می کنید قیمت بی سابقه نفت در بازار جهانی را به حساب سیاست خارجی خاتمی می گذارند... آدم خنده اش می گیرد... حقا که در احمق فرض کردن ملت دست کمی از رقبایشان در جناح راست ندارند... )

داروی اصلاحات این روز ها به گونه ای تجویز می شود که گویی بر هر درد بی درمان دواست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 خرداد1384ساعت   توسط من نه منم  |