با تشکر از دوست فاضلمان در وبلاگ نثر ما؛ ادامه بحث دنباله دارمان را به صحن علنی می کشانم
هیچ منصفی نمی تواند تفاوت فضای فرهنگی سیاسی امروز را با قبل از دوم خرداد نادیده بگیرد. اما نکته ای این میان هست و غفلت از آن به اشتباهات استراتژیک می انجامد؛
حضور افکار نو و تحول خواه در بدنه قدرت فضای بازی را ایجاد کرد. اما این مرحله ای مهم و قابل توجه بود که به باور من زمانه اش سر آمده ... امروز باید به قدم های بعدی اندیشید... تکرار روند گذشته فرصت های نو را نادیده می گیرد. توجه به فرصت ها و امکانات بدنه جامعه (( و نه صرفا لایه های قدرت سیاسی)) می تواند در حرکت دموکراسی خواهی مردم ایران بسیار مهم باشد... تلاش جهت حضور در لایه های قدرت چیزی بیش از نتایج چند سال اخیر به بار نمی آورد. اکنون زمان آن رسیده که با چشم پوشی زیرکانه از امکانات کرسی قدرت ((که روز به روز با فشار اقتدارطلبان محدود تر می شود)) به میان مردم برویم و نهاد های مدنی را تقویت کنیم ...باور تحریمیانی چون من این است که اصرار جهت حضور در نوک هرم قدرت فرصت تاریخی نهادسازی در بطن جامعه را از بین خواهد برد...
خودتان انصاف بدهید؛
جبهه مشارکت به عنوان محبوب ترین تشکل سیاسی سال های قبل چقدر توانست در جهت شکل دادن به ساختار های جامعه مدنی مفید واقع شود؟
چه ساختار تشکیلاتی محکم و استوار و البته ماندگاری ایجاد کرد؟
به جز روز های انتخابات در همین دفتر اصفهان چند نفر حاضر می شدند؟
چه برنامه هایی عرضه می شد؟
کدام کمیته های حزبی در زمینه های جذاب و پرطرفداری مثل زنان و جوانان فعال بودند؟
چقدر در شهر ها و شهرستان ها عضو گیری کردند؟
چند تا کمیته حقوق بشری که این روز ها اینقدر طرفدار پیدا کرده در حزب کار می کردند؟
چند کمیته مطالعاتی در حوزه ایدئولوژی حزب به تحقیق و پژوهش مشغول بودند ؟
هر چند وقت یکبار گنگره حزبی داشته اند؟
چقدر کار تبلیغاتی جهت معرفی دیدگاه حزب میان جوانان و دانشگاهیان انجام داده شده است؟...
خودمان را که نمی خواهیم گول بزنیم ...آیا جامعه مدنی و احزاب فقط در شب انتخابات معنی دارند؟
آیا مشارکت مردمی فقط به معنی رای دادن در انتخابات است؟
آیا چنین روشی به استفاده ابزاری از مفهوم مشارکت نزدیک نمی شود؟
احزاب که دستگاه رای جمع کن نیستند ؛ خودتان بهتر از من می دانید که کارکردشان جهت دهی مطالبات و خواست های بدنه اجتماع به شکلی ساختارمند به درون ساخت قدرت است. آیا واقعا جبهه مشارکت در این سال ها چنین کار کردی داشته؟ روزی که میلیون ها نفر در انتخابات مجلس ششم به لیست کاندیداهای مشارکت رای دادند و حزب در اوج محبوبیت بود از این پتانسیل استفاده نکرد و کارکرد واقعی حزبی از خود نشان نداد، پس چه امیدی که امروز در پس این همه بی اعتمادی در قامت یک حزب واقعی ظاهر شود و آنچه انتظار داریم و حتی آنچه ادعا می کند را عملی سازد؟
حرف ما فقط این است: کاری بس حیاتی تر و بسی تاثیر گذارتر از فتح صندلی قدرت هنوز بر زمین است ... بیایید از امروز با جمع کردن نیرو هایمان جامعه مدنی را نه در شعار که در عمل پیاده کنیم (یا دقیق تر گفته باشم سعی کنیم که عملی کنیم)... در آخر تنها به تجربه سازمان های غیر دولتی ارجاع می دهم که علارغم نوپایی و سستی بسی بیشتر از احزاب بزرگ و قوی در ساخت جامعه مدنی قدم برداشتند. خیل عزیم جوانانی که در NGO ها سازمان دهی شدند بسیار بیش از حزب های شب انتخابات در میان مردم ریشه دوانند و پیشرفت به سوی دموکراسی را به فرآیندی برگشت ناپذیر تبدیل کردند.