اشتباه استراتژیک گنجی
گنجی اشتباه می کند ...
استبداد کوتاه بیا نیست...
به مرگ او راضی تر است ...
اگر گنجی بمیرد تازه سجده شکر به جا می آورند ...
گنجی اشتباه می کند ...
مرگ او آغاز آزادی نیست ...
آغاز خفقان است ...
با مرگ گنجی هیچ اتفاق مهمی که آقایان نتوانند از پس آن برآیند نمی افتد خودشان هم خوب می دانند ...
مرگ گنجی آغاز فاجعه برای دموکراسی خواهی است زیرا استبداد را مصمم تر می کند ...
مثل بچه ای که بعد از یک کار بد می بیند تنبیه جدی و ناراحت کننده ای در کار نیست پس جدی تر به راه خود ادامه می دهد ...
وقتی مرگ آدمی به اعتبار گنجی آب را از آب تکان ندهد ...
سرکوبی دیگران آسان تر می شود ...
هر کس دیگر هم جای آنها بود و تازگی ۱۷ میلیون رای گرفته بود بااعتماد به نفس کامل به سركوب هر فضول باشي اقدام مي كرد ...
كاش گنجي زنده بماند ...
گنجي زنده بيشتر از گنجي مرده به درد دموكراسي ايران مي خورد كاش ...

